تبلیغات
رهبر من - حكایت «نور بالا زدن» بسیجی‌ها در جبهه

حكایت «نور بالا زدن» بسیجی‌ها در جبهه

نویسنده :حسین
تاریخ:پنجشنبه 30 آذر 1391-08:47 ب.ظ


یك جوان دانشجوى كم‌سال با یك مجموعه‌ى معدودى كه خودش اسم آن را گذاشته تیپ - صد نفر آدم یك تیپند؟! صد و پنجاه نفر آدم یك تیپند؟! او خودش میگوید تیپ! - میرود به غرب كشور یا جنوب، با این تیپ مؤمن و مخلص، در مقابل جبهه‌ى دشمن با یك واحد رزمىِ مجهز و یك فرماندهىِ سابقه‌دار میجنگد. این ابزارى ندارد، جز همین ابزارهاى ابتدائى، اما او به برترین ابزارها مجهز است؛ این تجربه‌ى فرماندهى ندارد، اما او به قدر عمر این، فرماندهى كرده. اینها در مقابل هم قرار میگیرند، این بر او غلبه پیدا میكند؛ تانك او را مصادره میكند، امكانات او را مصادره میكند، پیروز برمیگردد. این با خودسازى به وجود مى‌آید. بدون خودسازى نمیشود وارد این میدانها شد.

 بعضى‌ها میترسیدند. بعضى‌ها از پیش قضاوت میكردند كه نمیشود - اصلاً میگفتند نمیشود - هرجا هم حضور بسیجى بود، مخالفت میكردند. من میدیدم مردان مؤمنِ باصلاحیتِ ارتشِ منظمِ آن روز ما استقبال میكنند از این كه مجموعه‌ى بسیج با آنها و همراه آنها باشد؛ این را من خودم در دوران جنگ مكرر دیدم؛ در پادگان ابوذر، در جنوب، در شمال غرب. خود فرمانده ارتشى اصرار داشت كه مجموعه‌ى بسیجى با او همراه باشند؛ دوست میداشت، استقبال میكرد؛ اینجا در تهران یك عده‌اى نشسته بودند، نق میزدند كه آقا چرا اینها وارد شدند؟ چرا بدون اجازه رفتند؟ چرا فلان اقدام را كردند؟ از حضور بسیجى ناراحت بودند. چون امید نداشتند، مأیوس بودند، میگفتند نمیشود كارى كرد؛ اما وقتى كه وارد شدند، دیدند این ورود، امیدآفرین است؛ همه‌ى این استعدادها را جوشش میدهد.
 خود حضور بسیجى در عرصه‌ى نبرد، به او یك نورانیتى میبخشد. معروف بود در دوران دفاع مقدس میگفتند فلانى نور بالا میزند، روشن است؛ یعنى بزودى شهید خواهد شد. این نورانیتِ حضور بسیجى بود؛ این را من خودم مشاهده كردم؛ نه یك بار و دو بار. یك موردى كه مربوط به همین استان شماست، بد نیست عرض كنم. یك سرگرد ارتشى كه بعد ما فهمیدیم ایشان اهل آشخانه است - سرگرد رستمى - به میل خود، به صورت بسیجى آمده بود در مجموعه‌ى گروه شهید چمران، آنجا فعالیت میكرد. بنده مكرراً او را میدیدم؛ مى‌آمد، میرفت. یك شبى با مرحوم چمران نشسته بودیم راجع به مسائل جبهه و كارهائى كه فردا داشتیم، صحبت میكردیم؛ در باز شد، همین شهید رستمى وارد شد. چند روزى بود من او را ندیده بودم. دیدم سرتاپایش گل‌آلود است؛ این پوتینها گل‌آلود، بدنش خاك‌آلود، صورتش خسته، ریشش بلند؛ اما چهره را كه نگاه كردم، دیدم مثل ماه میدرخشد؛ نورانى بود. روزهاى قبل، من این حالت را در او ندیده بودم. رفته بود در یك منطقه‌ى عملیاتى، آنجا فعالیت زیادى كرده بود؛ حالا آمده بود، میخواست گزارش بدهد. او بعد از چندى هم به شهادت رسید. ارتشى بود، اما آمده بود بسیجى وارد میدان شده بود؛ فعالیت میكرد، مجاهدت میكرد، حضور فداكارانه داشت - در همان مجموعه‌ى بسیجىِ شهید چمران - بعد هم به شهادت رسید. این نورانیت را خیلى‌ها دیدند؛ ما هم دیدیم، دیگران هم بیشتر از ما دیدند. این ناشى از همان حضور فوق‌العاده است.


نوع مطلب : شهیدان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
rezapersia
چهارشنبه 1 خرداد 1392 10:20 ق.ظ
دوست عزیز و همسنگر خوبم
خیلی وبت خوبه قلم خوبی هم داری
اگه مایلی باهم تبادل لینک کنیم
منو با اسم"خامنه ای تنها نیست" لینک کنید به منم خبر بده تا لینکت کنم...
منم با مطالب:
""چرا قرآن به زبان عربی است؟
فایل مناظره صوتی کتاب شبهای پیشاور...
دلایل تعدد زوجات و ازدواج مجدد برای مرد در اسلام...
هشدار خداوند به مسلمانان از شر منافقان و کفار...""
خوشحال میشم با هم تبادل مطالب هم داشته باشیم تا گسترش معارف اهل بیت(ع) و انقلابمون رو تسریع کنیم منتظرتم
خداحافظ
پلاک
پنجشنبه 3 اسفند 1391 03:09 ق.ظ
امام خامنه ای : حفظ حیثیت و آبروی انقلاب اسلامی و نظام ، امروز بر همه واجب است .
ریحون
یکشنبه 15 بهمن 1391 02:39 ب.ظ
سلام. ممنون که به وب من سر زدین.
معبر سایبری فندرسك
دوشنبه 9 بهمن 1391 02:27 ب.ظ
با سلام همسنگر عزیز. جهت دریافت قالب زیبای رهبر من به آدرس زیر مراجعه نمایید
http://sayberi174.persianblog.ir/post/1077
ریحون
یکشنبه 1 بهمن 1391 01:31 ب.ظ
اینها از بیانات آقا بود؟
پاسخ حسین : احسنت . درست حدس زدی
.
یکشنبه 24 دی 1391 02:07 ب.ظ
دختری از خوزستان که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش یکی واسم فرستاده گفتم بگم
پاسخ حسین : این دیگه چه خرافاتیه دارین تو جامعه رواج میدید . کلی از جماعتا دنیا به معجزات پیامبر اعتقاد ندارند و کلی از مسلمانان به حقانیت امیرالمومنین اعتقاد ندارند اینجوری که تو میگی مجازات نمیشن حالا چه برسه به این خیالبافیها . فقط رواج خرافات !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.